السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
186
تفسير الميزان ( فارسي )
شده ، و بعضى به آن اعتراض كردهاند كه چطور ناظره را به معناى منتظره گرفته ، با اينكه انتظار هيچ وقت با حرف « الى » متعدى نمىشود ، بلكه خودش به خودى خود متعدى است ؟ و صاحب مجمع پاسخ داده كه : ماده نظر به معناى انتظار مىآيد ، و استشهاد كرده به شعر شاعر كه گفته است : و اذا نظرت اليك من ملك و البحر دونك جدتنى نعما « 1 » و به شعرى ديگر كه گفته : انى اليك لما وعدت لناظر نظر الفقير الى الغنى الموسر « 2 » و در كشاف استعمال نظر در آيه را در معناى انتظار ، استعمالى كفايى دانسته ، و اين سخن خوبى است « 3 » . و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد ، ترمذى ، ابن جرير ، ابن منذر ، آجرى در كتاب « شريعت » ، دارقطنى در كتاب « رؤيت » ، حاكم ، ابن مردويه ، لالكائى در كتاب « السنة » ، و بيهقى ، از ابن عمر روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : پستترين منازل بهشت منزل كسى است كه همه نظرش به بهشت خود و همسران و نعيم و خدمتگزاران و ميز و صندلىهاى خويش است ، كه به مسافت هزار سال راه طول دارد ، و گرامىترين اهل بهشت و محترمترين آنان نزد خدا كسى است كه صبح و شام به روى خدا نظر مىكند . آن گاه آيه زير را تلاوت فرمود : * ( « وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ » ) * ، يعنى صورتهايى كه در آن روز سفيد و با صفا است ، * ( « إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ » ) * يعنى همه روزه به روى خدا نظر مىكند « 4 » . مؤلف : اين روايت با بيانى كه ما در تفسير آيه آورديم ، قابل انطباق است ، و با صرفنظر از آن بيان ، مىتوان بر رحمت و فضل و كرم و ساير صفات فعلى خدا حملش كرد ، چون وجه هر چيز آن جهتى است كه رو به غير خودش قرار دارد ، و آن جهتى كه خداى تعالى با آن جهت رو به خلق و خلق رو به او دارند ، صفات كريمه اوست ، پس نظر كردن به رحمت
--> ( 1 ) هر وقت از چون تو ملكى چشم احسان داشتم كه دريا به وسعت سخايت نمىرسد ، نعمتى جديد عايدم شد . ( 2 ) من به خاطر آن وعده اى كه داده اى منتظر توام ، آن طور كه يك فقير منتظر توانگرى دست باز است . ( 3 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 662 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 290 .